سلطان الواعظين ( السيد محمد الموسوي الشيرازي )
42
شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى )
مشتمل بر هفده سورهء قرآنيست ) چنين نوشته ما بسيار نيك كردهايم كه آنها را سوزانيدهايم بازهم خواهيم سوزانيد . اين عمل و دستور او بهترين معرّف جنون و نادانى و بيگانهپرستى او بوده است كه به اين وسيله اساس معارف و افتخار و اسلاميت و قوميت ايرانيان را بر باد فنا ميداده است چونكه رد نمودن طريقه هر قوم و ملت بسوزاندن كتب و اساس معارف آنها نيست بلكه بطلان هر عقيدهاى را بايد با حربهء برهان و عقل و علم و منطق به كار برد نه با سوزانيدن كتب و معارف آنها چنانچه هيچيك از داعيان حق اقدام بچنين عمل مجنونانهاى ننمودند . فقط اسكندر مقدونى در حال مستى امر به آتش زدن كتابخانه تاريخى ايران در تخت جمشيد ( پرس پليس ) داد و فرانسويها كتابخانه معروف رم و عمرو بن عاص بامر خليفه دوم عمر بن الخطاب كتابخانه اسكندريه را كه مشتمل بر تمام كتب يونان و مصر و غالب كتب روميها بوده و مغولها كتابخانه فوقالعاده مهمى را كه در شهر آوه جنب ساوه بوده سوزانيدند و به همين جهة تاريخ دنيا متزلزل و يا نيست و نابود گرديد ؟ ! ! و اين اشخاص براى اين اعمال - لكهء سياهى بر تاريخ خود گذاردند . و ديگر احدى چنين دستور مجنونانهاى نداد مگر كسروى تبريزى كه به اين دستور جنون خود را ثابت نمود . مانند على محمد باب كه هر دو شاگرد و دستور گيرنده از يك دستگاه استعمارى معلوم الحال بودهاند . كه گفت غير از كتاب بيان به هيچ كتابى نبايد توجه نمود ! ! ! بعلاوه اين مرد از حيث اخلاق بسيار تندخو و بداخلاق و فحاش و وقيح و بىحيا بود ( چنانچه از لابلاى سطور و اوراق مطبوعهء او كاملا واضح و آشكار است ) در مقابلهء با هر قوم و فرقه و در مناظرهء با هر فردى بسيار وقيحانه و خارج از ادب رفتار مينمود . گاهى در كتب خود حمله بشيعيان ميكرد و شيعهگرى مىنوشت هزاران تهمتها و فحشها و دروغها به آنها نسبت ميداد ! ! گاهى قدم را بالاتر ميگذارد به دختر پاك پيغمبر و امامان معصوم و عترت طاهره